*اسراف حقیقی *
روزی امام هادی علیه السلام به مجلس متوکل عباسی آمد و پهلوی او نشست. متوکل دستار ( عمامه ) امام را دید که بسیار نفیس است. از روی اعتراض گفت: این دستار که بر سر داری، به چه قیمتی خریده ای؟ امام علیه السلام فرمود: آن کس که برای من آورده، پانصد درهم نقره خریده است. متوکل گفت: اسراف کرده ای که عمامه ی پانصد درهمی بر سر نهاده ای. امام فرمود: من شنیده ام که در این ایام کنیزی زیبا به هزار دیناز طلای سرخ خریده ای ! متوکل گفت: درست است.
امام فرمود : من برای شریف ترین اعضای بدن خود، پانصد درهم نقره پول داده ام و تو برای پست ترین اعضای بدنت، هزار دینار طلا پول داده ای! به راستی اسراف در کدام است؟!
متوکل بسیار خجل و شرمنده شد و گفت: روا نیست بر بنی هاشم تعرّض کنیم. پس دستور داد به خاطر این جواب صد هزار درهم به خادمان امام صله بدهند .
( هزار و یک حکایت اخلاقی ، محمد
حسین محمدی ، ص 547
)