بیانات در دیدار قاریان – ۱۳۸۶/۰۶/۲۲
اشکال سوم این است که ما در ماه مبارک رمضان که ماه تلاوت قرآن و ماه نزول قرآن و ماه جلسات است و ما هم که این جلسه را داریم و جلسات فراوانى هم در مساجد و محافل گوناگون است، ماه رمضان که تمام شد، قرآن را ببندیم و ببوسیم و بگذاریم کنار. این نباید اتفاق بیفتد. قرآن را بایستى از خودمان جدا نکنیم. دائم باید با قرآن مرتبط و مأنوس باشیم. حالا در روایات دارد که هر روز لااقل پنجاه آیهى قرآن بخوانید. این، یکى از معیارهاست. اگر نتوانستید، روزى ده آیهى قرآن بخوانید؛ نگوئید سورهى حمد را مىخوانم و این چند آیهى سورهى حمد با چند آیهى سورهى قل هو الله- یک رکعت- مىشود همان ده آیهاى که فلانى مىگوید. نه، غیر از آن قرآنى که در نماز مىخوانید- چه نماز نافله، چه نماز فریضه- قرآن را باز کنید، بنشینید، با حضور قلب، ده آیه، بیست آیه، پنجاه آیه، صد آیه بخوانید. قرآن را براى تدبر کردن و فهمیدن و استفاده کردن بخوانید. یک نوع قرآن خواندن این است که انسان ظاهر قرآن را بگیرد بخواند تا آخر. این نوع، نمىخواهیم بگوئیم هیچ اثرى ندارد. البته بنده سابقها مىگفتم هیچ اثر ندارد، بعد تجدید نظر کردم. نمىشود گفت هیچ اثر ندارد، ولى اثرش در قبال آن اثرى که متوقعِ از تلاوت قرآن است، شبیه هیچ است؛ نزدیک هیچ است.
یک تلاوت، تلاوت کسانى است که آیه را مىخوانند، لیکن- این مال امثال ماهاست- مىخوانند براى اینکه یک نکتهاى پیدا کنند براى گفتن در فلان منبر، در فلان سخنرانى، در فلان محفل، در فلان مجلس. این، عیبى ندارد؛ اما این نوع هم آن نیست که ما موظفیم انجام بدهیم.
یک تلاوت این است که انسان مثل یک مستمعى بنشیند پاى صحبت خداى متعال. خداى متعال دارد با شما حرف مىزند. مثل اینکه از یک عزیزى، از یک بزرگى، نامهاى به شما رسیده باشد. شما نامه را مىگیرید مىخوانید. براى چه مىخوانید؟ براى اینکه ببینید چه براى شما نوشته. قرآن را اینجورى بخوانید. این نامهى خداى متعال است. امینترین زبانها و دلها این قرآن را از خداى متعال گرفته و به شما رسانده است. ما از آن استفاده کنیم؛ بهره ببریم؛ لذا در روایت هست که سوره را وقتىکه مىخوانید، همت شما این نباشد که به آخر سوره برسید، همت شما این باشد که قرآن را بفهمید؛ و لو حالا به آخر سوره، به وسط سوره، وسط جزء، به وسط حزب نرسید و آن را تمام هم نکنید؛ تأمل و تدبر کنید. قرآن را اینگونه بخوانید. اگر کسى با قرآن مأنوس بشود، از قرآن دل نمىکَند. اگر ما با قرآن مأنوس بشویم، حقیقتاً از قرآن دل نمىکَنیم.
نکتهى آخر هم که باز تکرار است و مکرر ما این را عرض کردهایم، حفظ قرآن است. حفظ قرآن یک نعمت بزرگ است. این جوانها و نوجوانها سن توانائى حفظ را قدر بدانند. شماها در سنى هستید که مىتوانید حفظ کنید و در ذهنتان بماند. ما هم مىتوانیم حفظ کنیم؛ در سنین ما هم مىشود؛ اما خیلى ماندگار نیست؛ زود از ذهن ما مىرود. اینطور نیست که در سنین امثال بنده نشود حفظ کرد؛ چرا؟ سنین بالاتر از ما- یعنى سنین هفتاد و پنج، هشتاد- مىشود حفظ کرد. من شنیدم مرحوم آیتاللَّه خوئى در همین سالهاى آخر عمر قرآن را حفظ کرده بود. خیلى مهم است؛ پیرمرد مثلًا هشتادساله قرآن را حفظ کند! مىشود حفظ کرد، اما ماندگار نیست؛ از ذهن زائل مىشود. اگر شما در دورهى جوانى و بخصوص در دورهى نوجوانى؛ یعنى از سن همین نوجوانهائى که اینجا براى ما تلاوت کردند یا بالاتر از اینها، قرآن را حفظ کنید، این یک سرمایه و ذخیرهاى براى شماست. و امکان تدبر در قرآنى که در حفظ انسان هست، بمراتب بیشتر از امکان تدبر براى کسى است که قرآن را حافظ نیست. گاهى انسان یک آیهاى را در قرآن نگاه مىکند، مثل اینکه هرگز این آیه را تلاوت نکرده؛ اما کسى که حافظ هست، چنین چیزى برایش پیش نمىآید. امیدواریم خداوند متعال آنچه را که گفتیم و شنیدیم، إن شاء اللَّه در دلهایمان نافذ کند.