پرش به محتوای اصلی

یک عمل خالص و هزاران عمل مخلوط

یک عمل خالص و هزاران عمل مخلوط

*یک عمل خالص و هزاران عمل مخلوط*

در دارالسلام از خزائن نراقی نقل شده است : یکی از علما ( امیر محمد صالح خاتون آبادی داماد مرحوم مجلسی )درگذشته بود ، شبی ایشان را در خواب دیدم . گلایه کردم که قرار بود زودتر از این به خواب من بیایی ، اکنون یک سال از فوت شما می گذرد . گفت : گرفتاری هایی داشتم که اکنون نجات یافتم .سؤال کردم : برشما چه گذشت ؟ گفت : مرا در مقام خطاب الهی بازداشتند . ندا رسید : چه آورده ای ؟ عرض کردم : عمرم را در تصنیف و تألیف احادیث و اخبار و تفسیر به پایان برده ام . خطاب رسید : صحیح است ولی در اول کتاب ها نام سلاطین را می بردی و خشنود می شدی که مردم کتاب ها را ستایش و مدح می کنند . مدح مردم و رضای سلاطین ، اجر و پاداش توست . عرض کردم : عمرم را در امامت نماز جمعه به سر بردم . گفتند : آری همین طور است ولی هر گاه نمازگزاران زیاد بودند ، خوشحال و هر گاه کم بودند ، ناراحت می شدی . این عمل نیز شایسته ی ما نیست . بالاخره هر چه عرض کردم رد شد تا این که همه ی حسنات خود را تمام کردم . در این هنگام خطاب رسید : تو نزد ما یک عمل مقبول داری . آن عمل این است که روزی یک گلابی در دستت بود ، زنی بر تو گذشت ، بچه ای پشت سرش بود ، چشم آن بچه به گلابی افتاد و به مادرش گفت : گلابی می خواهم و تو آن را به دست آن بچه دادی ، فقط برای خشنودی خدا . آن طفل خوشحال شد . مرحوم مجلسی گفت : خداوند به خاطر همین عمل از من در گذشت

                                                                          ( هزار و یک حکایت اخلاقی ، محمد حسین محمدی ، ص 207 )

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.