"بهداشت محیط " جارو زدن و پاکیزه کردن محیط را مستحب اعلام کرد.رها کردن ظرف های نشسته را ناخوش می شمرد.می فرمود: شبها پیش از خواب سر ظرف ها را بپوشانند.ادرار کردن در آب راکد را جفا (به موجوذات زنده درآب) می دانست و مردمان را از این کار باز می داشت.اجازه نمی داد افراد، کنار آب آشامیدنی، زیر درخت میوه دار، میان قبرها، در جاده ها و حیاط خانه ها، قضای حاجت کنند.همواره دستور می داد تا هفت چیز آدمی را در زمین دفن کنند: مو، ناخن، خون، خون حیض، زهدان، دندان و علقه.هنگامی که آب دهان بر زمین می افکند، روی آن را (با خاک) می پوشاند.وقتی عطسه می کرد، دست یا پیراهنش را جلوی دهانش می گرفت و آهسته عطسه می کرد.می فرمود: زباله را شب در خانه نگه ندارید و آن را روز بیرون ببرید که جایگاه شیطان (میکروب) است.چون خمیازه می کشید، دستش را برابر دهانش می نهاد.فرمان داده بود کسی در چاهی که آب آشامیدنی دارد، آب دهان نیفکند.می فرمود: (جارو که می زنید) خاک را پشت درب نریزید که پناهگاه شیطان (میکروب) است.در جنگ ها هرگاه به جنازه ای بر می خورد، دستور می داد آن را دفن کنند و نمی پرسید مسلمان است یا کافر." خفتن "بطور معمول در آغاز شب می خفت و در فرجام آن برمی خاست. گاه برای انجام دادن کار مردم، شب زود نمی خوابید.هنگام خفتن، دست راست را زیر گونه راست می نهاد.هر گاه از خواب برمی خواست پروردگار را سجده می کرد.چون برای خفتن به بستر می رفت، می فرمود: " ای آفریدگار، به نام تو زنده ام و می میرم." دستانش را برابر صورتش می گرفت و سوره های "ناس"، "فلق" و "توحید" را می خواند و بر دستانش می دمید. سپس ، سه بار بر سر، صورت و پیکرش می کشید." آداب خوردن "پیش از خوردن، دستش را می شست یا وضو می گرفت و می فرمود: خجستگی و برکت غذا، در وضوی پیش و پس از خوردن غذاست.اگر به هر دلیلی نمی خواست غذایی را بخورد، از آن عیب جویی نمی کرد.حتی الامکان تنها غذا نمی خورد و می فرمود: برای خوردن دور هم جمع شوید. خجستگی و برکت در این کار است.خوردن را با نام آفریدگار آغاز می کرد و با ستایش او به پایان می برد.هیچ گاه دیده نشد (آن قدر بخورد که) آروغ بزند.هنگام خوردن غذا، از آن قسمت غذا که جلوی خودش بود می خورد؛ اما وقتی خرما می خورد، آن را از جاهای مختلف ظرف برمی داشت.خوردنی ها و نوشیدنی ها رو فوت نمی کرد.می فرمود: ما گروهی هستیم که تا گرسنه نشویم، نمی خوریم و چون می خوریم ( کاملاً) سیر نمی شویم (بلکه چند لقمه پیش از سیر شدن کامل، از خوردن دست می کشیم که برای تندرستی مفید است).اگر با دیگران غذا می خورد، اول از همه شروع می کرد( و برای اینکه دیگران خجالت نکشند) آخرین کسی بود که از خوردن دست می کشید.می فرمود:دل هایتان را با زیاد خوردن و زیاد نوشیدن نمیرانید؛ دلها همانند کشتزاران اند که هرگاه آب بسیار شود، می میرند.دیگران را از نگاه کردن به لقمه دیگران در سر سفره باز می داشت. شب ها پس از نماز عشاء شام میل می کرد و می فرمود: شام خوردن را ترک نکنید؛ زیرا ترک آن باعث خرابی (بیماری) بدن می شود.محبوب ترین غذا برایش غذایی بود که افراد بسیاری بر سر سفره بنشینند.غذای داغ نمی خورد و می فرمود: بی برکت است؛ و آفریدگار آتش به ما نمی خوراند؛ پس بگذارید سرد شود. از آنچه برابرش بود می خورد. با سه انگشت می خورد و گاهی انگشت چهارم را به کمک می گرفت. با دو انگشت نمی خورد و می گفت: این نوع خوردن شیطانی است.بر ظرف غذا سرپوش می گذاشت و به دیگران نیز می فرمود چنین کنند..پس از خوردن دستهایش را می شست و زیان های نشستن دستی را که با آن غذا خورده اند یادآوری می کرد: کسی که با دست چرب بخوابد و آن را نشوید، اگر چیز ناگواری بدو برسد، ، تنها خود را نکوهش کند.نان را گرامی می داشت و می فرمود با آوردن نان بر سر سفره، خوردن را آغاز کنید و چشم انتظار غذای مهم تر نباشید و رعایت این نکته و نبریدن و لگد نکردن آن را، گرامی داشت نان می دانست.می فرمود: هرگاه زنی زایید، نخستین چیزی که باید بخورد خرمای تازه است؛ و اگر در دسترس نبود، خرمای (غیرتازه). اگر چیزی برتر از خرما وجود داشت، آفریدگار پس از تولد عیسی (ع) آن را به حضرت مریم می خورانید.عسل را یکی از دو شفایی می دانست که خداوند آفریده است. می فرمود: دارویی برتر از نوشیدن عسل نیست." گلبرگی از معجزات "حکم بن عاص برای تمسخر پیامبر (ص) لنگ لنگان قدم برمی داشت. پیامبر(ص) رو به او کرد و فرمود: همین گونه بمان. او تا آخر عمر لنگ لنگان قدم برمیداشت.معجزه دیگر او این بود که وقتی که برای او منبری ساختند، تنه درخت خرمایی که پیش تر بر آن می نشست و خطبه می گفت از دوری رسول خدا (ص) ناله زد به طوری که ناله او را همه یاران شنیدند، پیامبر(ص) به آن تنه نخل دستی زد و تنه ساکت شد.پیامبر (ص) از غیب خبر داد و فرمود:" عمار را گروه طغیان گر خواهند کشت" و " حسن (ع) با صلحش کار دو گروه از مسلمانان را اصلاح خواهد کرد".روزی به او سم خوراندند و همه کسانی که از آن خوردند مردند، ولی او بعد از این حادثه چهار سال زنده ماند در حالی که هنگام خوردن، آن گوشت سمی با وی سخن گفت.پیامبر(ص) به گوسفندی که بی شیر بود دست کشید و گوسفند پرشیر شد، و این سبب اسلام آوردن ابن مسعود شد. او این کار را بار دیگر در خیمه ام معبد خزاعیه انجام داد.به دخترش فاطمه (س) خبر داد که او اولین کسی است که پس از رحلتش به او ملحق می شود، و چنین نیز شد.آب دهان خویش را در روز جنگ خیبر به چشمان دردناک علی (ع) مالید و در همان لحظه چشمانش سالم شد و او را پرچم دار سپاه کرد.همچنین پیامبر (ص) حضرت علی (ع) را باخبر ساخت که در ماه مبارک رمضان به شهادت می رسد و محاسنش با خون سرش رنگین می گردد.او خبر از شهادت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) داد و فرمود: حسن(ع) با سم، شهید می شود؛ و حسین(ع) در کربلا شهید می گردد در حالی که تنها و بی یاور خواهد ماند.