پرش به محتوای اصلی

اخبار

قرار

قرار
من که جایی نمی خوام برم, فقط ساعت 12/05 دقیقه قرار دارم…>

 

 

بلوز سفید تمیز و قشنگی با یک دامن سرخ تنش بود. جلوی آینه ایستاده بود و با وسواس لباسش را مرتب می کرد.

گفتم: مزاحم شدم. جایی می خوای بری…

گفت ː<جایی که نه اما…>  حرفش را نصفه گذاشت.

همین طور که با من حرف می زد چادرش را سر کرد. ملیح و زیبا شده بود. کم کم نگران شدم, نکند مهمان دارد و من بی موقع مزاحمش شده ام. بین رفتن و ماندن مردد بودم که بوی عطر خوشی فضا را پر کرد. <یادته! این عطر رو خودت برای تولدم خریدی…>

وقتی حسابی مرتب و خوش بو شد. آمد و کنار من نشست.تصمیم گرفتم بروم.

گفتː<کجا؟من که جایی نمی خوام برم, فقط ساعت 12/05 دقیقه قرار دارم…>

بعد به ساعتش نگاهی انداخت. ساعت  12/05 دقیقه بود. سجاده نماز را پهن می کرد تازه فهمیدم با چه کسی قرار دارد…

امام علی(ع)ː بهترین لباس, لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد. (چهل حدیث از حجاب)

۱۱ آبان ۱۳۹۴ ۱۰:۴۶
تعداد بازدید: ۷,۲۵۲

اظهارنظر

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید