آنچه پیش رو دارید متن سخنرانی(باکمی تلخیص) خطیب توانا، حجت الاسلام و المسلمین محمد تقی فلسفی رحمه الله است که در نیمه اول ماه مبارک رمضان 1381 ه . ق در مسجد حاج سید عزیزالله تهران ایراد گردیده است
یکی از بهترین و طبیعی ترین راه های احیای شخصیت در اطفال، احترام به کودک و خودداری از توهین و تحقیر کودک است .
پی ریزی شخصیت کودک خیلی زود شروع می شود . از همان هفته های اول ولادت، اوقات شیرخوارگی، ایامی که طفل در گهواره زندگی می کند، احساسات روانی اش آغاز می گردد . موقعی که کودک حرفی نمی زند، قدرت راه رفتن ندارد، نمی تواند با انگشت های ناتوان خود چیزی را بگیرد، و خلاصه مانند پاره گوشت متحرکی در گوشه ای افتاده است، تندی و خشونت، مهر و نوازش، در روح او اثر می گذارد و نتایج مطبوع یا نامطبوع اعمال دیگران در وی منعکس می شود .
پدر و مادر باید از همان زمان متوجه کودک باشند و در راه پرورش روان و احیای شخصیت وی به وظایف تربیتی خویش عمل کنند .
پیغمبر گرامی اسلام علاوه بر آنچه درباره پرورش کودکان و احیای شخصیت آنان به پیروان خویش توصیه فرمود، تمام نکات و دقایق لازم را درباره فرزندان خود عملا به کار بست و آنان را افرادی با شخصیت و شایسته بار آورد . پیغمبر اسلام از اوایل ولادت تا دوران از شیر گرفتن و سال های بالاتر همواره مراقب کودکان خویش بود و قدم به قدم آنان را در راه پرورش های روانی و فضایل انسانی رهبری می فرمود و هر زمان به تناسب درجه تکامل روحی به آن ها تکریم و احترام می کرد . مهم تر آن که توجه پرارج و ارزنده آن حضرت تنها در تربیت فرزندان خود نبود، بلکه به پرورش کودکان مردم هم عنایت مخصوص داشت . در واقع پیشوای عزیز اسلام برای کودکان مسلمین هم مربی عالی قدر و پدر مهربانی بود و تا آن جا که می توانست در احیای شخصیت و تعالی روانی آن ها نیز کوشش می کرد . برای نمونه چند مورد از رفتار آن حضرت درباره کودکان خود و همچنین فرزندان مردم بیان می شود:
الف - ام الفضل همسر عباس بن عبدالمطلب دایه حضرت حسین علیه السلام می گوید: روزی رسول اکرم، حسین را که در آن موقع شیرخوار بود از من گرفت و در آغوش کشید . کودک لباس پیغمبر را تر کرد . من طفل را چنان به شدت از پیغمبر جدا کردم که گریان شد . حضرت به من فرمود:
«مهلا یا ام الفضل ان هذه الاراقة الماء یطهرها فای شی ء یزیل هذالغبار عن قلب الحسین علیه السلام (2) ; ام الفضل! آرام، تری [لباس مرا] آب تطهیر می کند، ولی چه چیز می تواند غبار [کدورت و رنجش ] را از قلب [فرزندم] حسین برطرف نماید .»
کودک شیرخوار با تمام ناتوانی جسم و جان، مهر و محبت را می فهمد . تندی و خشونت را درک می کند، از مهربانی لذت می برد و از خشونت آزرده خاطر می گردد . تیرگی هایی که از تندی و تعرض مربی در روان کودک پدید می آید اثر نامطلوبی در باطن او می گذارد و باعث تحقیر شخصیتش می شود . برطرف کردن این حالت روانی بسیار مشکل است . نبی اکرم صلی الله علیه و آله به پرستار حضرت حسین علیه السلام می فرماید: لباس مرا آب تطهیر می کند، ولی چه چیز می تواند غبار کدورت و عقده حقارت را از قلب فرزندم برطرف کند .
ب - «و کان صلی الله علیه و آله یؤتی بالصبی الصغیر لیدعوله بالبرکة او لیسمیه . فیاخذه فیضعه فی حجره تکرمة لاهله . فربما بال الصبی علیه فیصیح بعض من رآه حین بال فیقول صلی الله علیه و آله: لاتزرموا بالصبی، فیدعه حتی یقضی بوله، ثم یفرغ من دعائه او تسمیته، فیبلغ سرور اهله فیه و لایرون انه یتاذی ببول صبیهم فاذا انصرفوا غسل ثوبه (3) ; طفل صغیری برای دعا یانامگذاری به حضور پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله آورده می شد . حضرت برای احترام کسانش او را [با آغوش باز ] می گرفت و در دامن خود می گذارد . گاهی طفل در دامن پیغمبر بول می کرد . کسانی که ناظر بودند، به روی کودک صیحه می زدند، (تندی می کردند، تا او را از ادرار باز دارند) . نبی اکرم صلی الله علیه و آله می فرمود: با تندی و خشونت از ادرار کودک جلوگیری نکنید . سپس طفل را آزاد می گذارد تا ادرار کند . سپس از دعا یانامگذاری او فارغ می شد و اولیای طفل خوشحال می شدند و کمترین آزردگی در پیغمبر از ادرار کودکشان احساس نمی کردند . موقعی که کسان طفل می رفتند پیغمبر لباس خود را تطهیر می کرد .»
در این حدیث سه نکته مورد توجه است:
اول: رسول اکرم در احترام و تکریم مسلمین از تمام طرق و وسایل استفاده می کرد، از آن جمله کودکان شیرخوار مردم را باگرمی و رغبت بسیار در آغوش می گرفت و به آن ها ابراز ملاطفت می فرمود . یک هدف پیغمبر از این عمل چنان که در متن حدیث تصریح شده: «تکرمة لاهله; تکریم و احترام به اولیای طفل » بود .
دوم: کودک روی احتیاج طبیعی و انجام یک عمل فطری ادرار می کند و در این کار متوجه نیک و بد اجتماع نیست . رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «با تندی و خشونت از ادرار کودک جلوگیری نکنید، او را آزاد بگذارید ادرار کند .»
بدون تردید به کودک تندی کردن و او را به امساک باقیمانده ادرار واداشتن، منافی با حفظ بهداشت و سلامت طفل است .
سوم: تندی پدران و مادران باعث تحقیر کودک و مایه رنجش و آزردگی خاطر اوست . شکست های روانی طفل نتایج نامطلوبی در طول زندگی او به بار می آورد . کسانی که به پرورش صحیح فرزندان خود علاقه دارند باید ضمیر باطن کودک را از غبار تاثر و رنجش خاطر محفوظ نگاهدارند .
ج - رسول اکرم صلی الله علیه و آله مردم را به نماز خواندن دعوت کرد و حضرت حسن علیه السلام طفل خردسال صدیقه اطهر نیز با آن حضرت بود . پیغمبر طفل را پهلوی خود نشاند و به نماز ایستاد . یکی از سجده های نماز را خیلی طول داد . راوی حدیث می گوید: من سر از سجده برداشتم، دیدم حضرت حسن از جای خود برخاسته و روی کتف پیغمبر نشسته است . وقتی نماز تمام شد مامومین گفتند: یا رسول الله! چنین سجده ای از شما ندیده بودیم، گمان کردیم وحی به شما رسیده است، فرمود: «لم یوح الی و لکن ابنی کان علی کتفی، فکرهت ان اعجله حتی نزل (4) ; وحی به من نرسیده بود، فرزندم [حسن] بر دوشم بود، نخواستم او را به عجله وادار کنم، [آنقدر صبر کردم ] تا خودش پایین آمد .»
این عمل از رسول اکرم نسبت به کودک خردسال خویش در محضر مردم نمونه بارزی از روش آن حضرت در تکریم کودک است . پیغمبر اسلام با طول دادن سجده، حداکثر احترام را برای فرزند خود معمول داشت و در ضمن به همه مردم راه احیای شخصیت و استقلال کودک را آموخت .
د - امام صادق علیه السلام فرمودند: «صلی رسول الله صلی الله علیه و آله بالناس الظهر فخفف فی الرکعتین الاخیرتین . فلماانصرف قال له الناس: هل حدث فی الصلوة حدث؟ قال و ما ذاک؟ قالوا: خففت فی الرکعتین الاخیرتین . فقال لهم: اما سمعتم صراخ الصبی (5) ; رسول اکرم نماز ظهر را با مردم [به جماعت ] گذارد و دو رکعت آخر را به سرعت برگزار کرد . وقتی از نماز منصرف شد، مردم گفتند: آیا در نماز پیشامدی شد؟ حضرت پرسید: مگر چه شد؟ عرض کردند: دو رکعت آخر را با سرعت ادا کردید . فرمود: مگر صدای شیون و استغاثه کودک را نشنیدید؟»
ه - رسول اکرم صلی الله علیه و آله نشسته بود . حسن و حسین علیهما السلام وارد شدند . حضرت به احترام آن ها از جای برخاست و به انتظار ایستاد . کودکان در راه رفتن ضعیف بودند . لحظاتی چند طول کشید، نرسیدند . رسول اکرم به طرف کودکان پیش رفت و از آنان استقبال نمود . بغل باز کرد، هر دو را بر دوش خود سوار نمود و به راه افتاد و می فرمود: «نعم المطی مطیکما و نعم الراکبان انتما (6) ; مرکب شما چه خوب مرکبی است و شماها چه سواران خوبی هستید .»
در این مورد پیغمبر گرامی به چند صورت از فرزندان خود احترام کرد: به پاخاستن، به انتظار ماندن، استقبال کردن و بر دوش نشاندن، تکریم عملی آن حضرت بود و در پایان با جمله «سواران خوب » لفظا از آنان احترام نمود . جالب توجه آن که احترام رسول اکرم به فرزندان خود اغلب در محضر مردم بود و این دو فایده در بر داشت:
اول آن که ریشه شخصیت فرزندان با احترام در مقابل مردم بهتر تقویت می شد .
دیگر آن که از این راه به مردم درس پرورش کودک می آموخت .
و - موقعی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله از سفری مراجعت می فرمود و در رهگذر با کودکان مردم برخورد می کرد، به احترام آن ها می ایستاد، سپس امر می فرمود کودکان را از زمین بر می داشتند و به آن حضرت می دادند . رسول اکرم بعضی را در بغل می گرفت و بعضی را بر پشت و دوش خود سوار می کرد و به اصحاب خویش می فرمود: کودکان را بغل بگیرید، بر دوش خود بنشانید . اطفال از این صحنه مسرت آمیز بی اندازه خوشحال می شدند، از شادی و نشاط در پوست نمی گنجیدند و این خاطرات شیرین را هرگز فراموش نمی نمودند . چه بسا پس از مدتی دور هم جمع می شدند و جریان را برای یکدیگر بازگو می کردند و در مقام افتخار و مباهات، یکی می گفت: پیغمبر مرا در بغل گرفت و تو را بر پشت خود سوار کرد . دیگری می گفت که پیغمبر به اصحاب خود امر کرد تو را به پشت خود بنشانند . (7)
می گویند در دنیای امروز به کودک بسیار اهمیت می دهند . پرورش کودکان و احترام به شخصیت آنان در خانواده و اجتماع مورد توجه کامل دولت و ملت است . آیا ممکن است بیش از آن چه پیشوای عالی قدر اسلام به کودک توجه داشته جهان امروز متوجه کودک باشد؟
می گویند گاهی زمامداران و پیشوایان کشورهای متمدن به یتیم خانه ها و کودکستان ها می روند و یکی دو ساعت با اطفال زندگی می کنند، آنان را در بغل می گیرند و عکس هایی از این صحنه در جراید چاپ می کنند و پیرامون آن مقالاتی می نویسند و از این راه مراتب احترام خود را نسبت به کودک در افکار عمومی منعکس می نمایند . کدام زمامداری به قدر پیغمبر گرامی در کمال سادگی و مهربانی در کوچه و خیابان این طور به کودکان مردم محبت می کند و این چنین آنان را بر دوش و در آغوش می گیرد؟ اساسا رسول اکرم صلی الله علیه و آله نسبت به تمام کودکان، خواه فرزندان خود یا اطفال مردم، رافت و مهر مخصوص داشت .
در حدیث آمده است که: «والتلطف بالصبیان من عادة الرسول (8) ; لطف و عنایت به کودکان از عادت پیغمبر اسلام بود .»
رسول گرامی با رفتار پرمهر و آمیخته به احترام خود نسبت به کودکان، صرف نظر از تعلیم عملی پرورش کودک، دو نتیجه درخشان به دست می آورند:
اول آنکه اطفال را مردمی مستقل و متکی به نفس پرورش می داد و برای شخص اول یک کشور قانونی و آزاد، بهترین سرمایه، لت با شخصیت و آزاده است .
دوم آنکه احسان اخلاقی و عطوفت های گرم رسول اکرم سبب علاقه شدید کودکان به آن حضرت بود . مهر پیغمبر در زوایای قلوب اطفال نقش می بست و از اول دوستدار حقیقی رهبر عالی قدر خود می شدند .
احترام به مردم بهترین وسیله ارضای غریزه حب ذات آن ها است . کودکان و بزرگسالان، زنان و مردان، همه از احترام لذت می برند و به احترام کننده خود علاقمند می شوند . زمامداران از راه احترام به مردم می توانند آنان را به اطاعت از اوامر خود وا دارند . کودک در محیط خانواده اگر مورد احترام باشد از اوامر پدر و مادر کمتر سرپیچی می کند . احترام به مردم یکی از بزرگ ترین عوامل محبت و اطاعت، و توهین به شخصیت مردم یکی از مهمترین وسایل برانگیختن دشمنی و مخالفت است . حضرت رضا علیه السلام می فرمود:
«و اجمل معاشرتک مع الصغیر والکبیر (9) ; با کوچک و بزرگ معاشرت نیکو داشته باش .»
علی علیه السلام می فرمود:
«اجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب (10) ; زیبا سخن بگویید تا جواب زیبا بشنوید .»