انسان نیاز هایی دارد که جز به وسیله طبیعت برطرف نمی گردد؛ برخی از نیاز های انسان به پدیده های مادّی به گونه ای است که با چشم پوشی از آنها قادر به ادامه حیات نیست؛
با نگرش به خلقت انسان و زندگی او، ناگزیر و ناچار بودن او از ارتباط با طبیعت، بلکه عجین بودن زندگی طبیعی با هستی او به گونه ای که بدون آن، امکان خلقت و ادامه حیات برای او نیست، روشن می شود.
وابستگی انسان به این جهان مادّی یک واقعیت غیر قابل انکار بوده و بدیهی است که هیچ نقشی در اصل این وابستگی ندارد. ساختمان وجودی و ادامه حیات و رشد او چنین اقتضایی دارد. بر این اساس، یک بُعد وجودی انسان عبارت از بُعد مادّی و طبیعی است. به لحاظ جبری بودن این پیوند و ارتباط، از آن سخن نمی گوییم، زیرا بحث از آن در محدوده علوم طبیعی و تجربی است. آنچه مورد نظر ماست، جنبه اخلاقی مسأله می باشد، و توجّهمان به رابطه ای است که در حوزه آگاهانه و اختیار انسان باشد. هر چند اصلِ این رابطه ضروری بوده و ما قادر به تغییر آن نیستیم، ولی نحوه و چگونگی رابطه در حیطه اختیار ماست. غذا، آب و لباس و..را باید از طبیعت بگیریم و اراده ما دخالتی در این «باید» ندارد. لکن روش بهره برداری در حیطه اختیار ما قرار دارد.
آنچه در این بحث مورد نظر می باشد، ارتباط اخلاقی انسان با طبیعت، به عنوان رابطه یک طرفه است. اگر چه طبیعت رابطه جبری و ناآگاهانه با انسان دارد (رابطه غیر اخلاقی) ولی انسان با داشتن وابستگی جبری با طبیعت، به لحاظ روش بهره برداری و نحوه ارتباطش مختار بوده و رابطه ای آگاهانه با آن دارد.
طبیعت
طبیعت مجموعه ای از پدیده های مادّی است که با پیوند و ارتباط با یکدیگر، جهان طبیعت را بوجود آورده اند. طبیعت، آیه ای از آیات حق و زبان گویای علم، قدرت، تدبیر و صحنه مشیت و قضا و قدر الهی است.
«إنّ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْأرضِ وَ اخْتِلافِ الْلَّیلِ وَ النَّهارِ و لَآیات لِاُولِی الأَلْبابِ به حق، در آفرینش آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز آیات و نشانه هایی (بر وجود، وحدت، علم، قدرت و حکمت خالق و صانع متعال) برای صاحبان عقل است.
انسان در رابطه با « طبیعت» دو نوع بهره گیری می تواند داشته باشد
1. بهره گیری مادّی
2. بهره گیری معنوی
شرط صحیح بهره گیری ها در پرتو اخلاق حسنه امکان پذیر است، که به توضیح آنها می پردازیم.
بهره گیری مادّی
انسان نیاز هایی دارد که جز به وسیله طبیعت برطرف نمی گردد؛ برخی از نیاز های انسان به پدیده های مادّی به گونه ای است که با چشم پوشی از آنها قادر به ادامه حیات نیست؛ مانند: هوا، آب، غذا، و احیانا لباس و مسکن. قرآن راجع به این رابطه مادّی سخن گفته و در برخی از آیات به صورت کلّی و در بعضی دیگر به منافع جزیی ـ که انسان از زمین و آسمان می برد ـ اشاره فرموده است، مثلاً:
«هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکمْ ما فی الأَرْضِ جَمِیعا او خدایی است که آنچه در زمین است (از موجودات) همه را برای شما آفرید (تا آنها را به خدمت بگیرید و نیازهایتان را برطرف سازید).» «وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَکمْ فیها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْکلُونَ وَ لَکمْ فیها جَمالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُون (خداوند) چهارپایان را برایتان بیافرید. در آنها برایتان چیزهایی است (پشم، کرک، پوست) که شما را گرم و از سرما حفظ می کند. (و نیز) منافع دیگری در آنهاست (از گوشت، شیر و... می خورید). و در آنها زینت و منظره نیکویی است؛ به هنگام برگشتن از چراگاه (درشب) و هنگام خروج آنها به چراگاه (در صبح
انسان همان گونه که در چگونه اندیشیدن و داشتن اندیشه ای سالم باید تابع خدای متعالی باشد، در رفتار باید مطیع باشد. به همین جهت، این اصل اخلاقی در رابطه با پدیده های طبیعت، باید مورد توجّه هر فردی باشد که تنها بهره مادّی در مواردی خواهد بود که شارع مقدّس، آنها را تحت عنوان «حلال» قرار داده است.
«وَ کلُوا مِمّا رَزَقکمُ الله حًلالاً طَیباً وَ اتَّقُوا اللهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤمِنُونً از آنچه خدای متعال روزی شما کرده و حلال و طیب است. بخورید و از خدایی که به او گرویده اید، بترسید.»
بعضی از خوردنی ها و آشامیدنی ها هستند که احیاناً بر اخلاق و معنویت انسان اثر منفی می گذارند.
از امام باقرـ علیه السّلام: خون بدان جهت حرام شده که سبب قساوت قلب، کمی مهربانی، رحمت و بخشش
می شود
از امام رضاـ علیه السّلام ـ: خون مانند میته «مردار» حرام شده زیرا سبب...بداخلاقی، قساوت قلب و کمی در مهربانی و بخشش می شود
و نیز: هر چیزی را که در آن ضرر، تلف، فساد وجود داشته، خداوند متعال حرام کرده است
از آن جا که اصل در رابطه با طبیعت، حاکمیت معنویت و رشد آن است، لازم است از طعام ها و آشامیدنی هایی استفاده کنیم که تأثیر مثبت بر روی اخلاق و صفات انسانی دارد.
بهره گیری معنوی
یکی از مسائلی که اسلام به آن توصیه فراوان می کند، تعقّل و تفکر در آیات آفاقی است و از جمله وظایف اخلاقی عقلانی انسان اینست که یک چنین رابطه فکری با جهان طبیعت داشته باشد.
رابطه فکری با طبیعت به دو منظور می تواند انجام شود:
1.با کشف قوانین و رابطه بین پدیده ها بتوانیم آنها را در رفع نیازهای مادّی به استخدام بگیریم.
2.با تفکر در موجودات، با مبداء و معاد و ظرایف آفرینش آشنا شویم.
«وَ هُوَ الَّذی مَدَّ الْأَرضَ وَ جَعَلَ فیها رَواسی وَ أنْهاراً وَ مِنْ کلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِیها زَوْجَینِ اثْنَینِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهارَ إنَّ فی ذلِک لَایاتٍ لِقَومٍ یتَفَکرُونَ اوست که زمین را بگسترد و در آن کوهها و نهرها قرار داد و از میوه جفت جفت پدید آورد. شب را در روز می پوشاند. در این پدیده ها نشانه هایی است برای گروهی که می اندیشند.
«وَ سَخَّرَ لَکمُ اللَّیلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إنَّ فی ذلِک لَایاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ
بر اساس این آیه نیز کسانی قادرند از طریق «سخّر لکم» به وجود و یکتایی خداوند متعال آگاه شوند که به تفکر عقلانی بپردازد.
نعمت های مختلف و گوناگونی انسان را احاطه کرده و اگر فطرت او بیدار باشد متوجّه می گردد که این نعمتها از خالق رزاق یکتاست؛ ولی به لحاظ عوامل مادّی و شهوی حالت فراموشی به او دست می دهد و توانایی درک هستی مطلق را از او می گیرد. این جا لازم است که فطرت بیدار شود و انسان نیز متذکر گردد و آنچه را به فراموشی سپرده و از آن غافل گشته، به باد آورد. این یادآوری از تفکر در آفاق خالی نیست؛ لازم است بیندیشد و متذکر آیات الهی شود. به عبارت دیگر تفکری متذکرانه داشته باشد؛«...إنَّ فی ذلِک لَایه لِقَومٍ یذَّکرُونَ»
رابطه اندیشه ای با طبیعت، به تفکر، تعقّل و تذکر ختم نمی شود؛ انسان با کشف قوانین طبیعت آن را تسخیر کرده؛ به استخدام خویش درمی آورد و از نعمتهای بیشمار آن که فضل خداست ـ استفاده کرده و بهره مند می شود. این جا لازم است سر تعظیم در برابر حق فرود آورده و خدای متعال را شکرگزار باشد و سپاس الهی را بجا آورد؛«... وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکمْ تَشْکرُونَاز فضل خدا روزی طلب کنید؛ شاید که شکر حق را بجا آورید.»