پرش به محتوای اصلی

اخبار

« کینه کسی را نداشته باشیم/اختلافی هم باشد قابل حل است.»

« کینه کسی را نداشته باشیم/اختلافی هم باشد قابل حل است.»
به هر حال در درون بهشتیان ممکن است قبل از ورود به بهشت غل و کینه‌ای باشد اما خداوند اینها را با این کینه وارد بهشت نمی‌کند بلکه اول یک شستشویی در درون این‌ها ایجاد می‌کند.
 حضرت آیت‌الله جوادی آملی حفظه الله

« کینه کسی را نداشته باشیم/اختلافی هم باشد قابل حل است

 

سوره زمر که در مکه نازل شده است هم راه‌های علمی را مشخص می‌کند هم راه‌های عملی را. ادعای قرآن این است که این کتاب معلم حکمت است و مدعی تزکیه نفوس هم است. راه‌های تزکیه اخلاقی را با بیان واجب و حرام از یک سو و مکروه و مستحب از سوی دیگر که از راه‌های علم حصولی است و راه‌های عادی برای تعلیم و تربیت است مشخص کرد.
اکثر ادعیه، مناجات، زیارات و دستورات اخلاقی برای توده مردم است که از راه علم عامل بشوند
اما آن راه‌‌های خاصی را که انسان با سلوک عملی می‌خواهد طی کند در بخش دیگری از آیات قرآن کریم مشخص کرد. اکثر ادعیه، مناجات، زیارات و دستورات اخلاقی برای توده مردم است که از راه علم عامل بشوند یعنی یک سلسله مطالبی را بفهمند بعد عمل کنند اما راه جذبه برای خواص است.

تقریبا در تمام ادعیه‌ای که در طول سال مطرح است دعایی مانند مناجات شعبانیه کم دیده می‌شود تا در آن به خداوند عرض کنیم خدایا توفیق بده که من به طرف تو سیر کنم، اول منادات داشته باشم چون از دور با تو سخن می‌گویم ندا داشته باشم بعد وقتی نزدیک شدم چون جای ندا نیست با تو مناجات کنم و از منادات به مناجات منتقل شوم و وقتی خیلی نزدیک شدم باید ساکت باشم تا شما از آن طرف حرف بزنید. شما از آن طرف منادات ندارید چون نزدیک‌اید، لذا با من مناجات می‌کنید بعد عرض کنم خدایا شما مناجات کنید من آرام آرام گوش می‌کنم بعد شما یک جوری به من نگاه کنید که من صعقه بزنم بیهوش شوم. این چنین مناجاتی در بین ادعیه و مناجات بسیار کم است چون افرادی که این راه را طی کنند بسیار کم اند. مردم یا بیراهه می‌روند یا اگر به راه بروند همان راه زهد و اخلاق و عبادات و اینها است. اما راه حارثه ابن مالک که راه عملی است و راه خاصی است که عبدی بود که خداوند قلب او را نورانی کرده بود برای همگان نیست. آیات قران کریم هم بر همین اساس دو قسم است اکثر آیات قرآن ما را به مسائل اخلاقی دعوت می‌کند چون اساس جامعه را اخلاق می‌سازد و اوحدی اهل جامعه اهل سلوک معرفتی اند.

در عالم آفرینش یک مثلث تبین شده است که هر سه ضلع این مثلت با هم هماهنگ هستند ضلع اول خلق کل نظام هستی است که همه با هم هماهنگ هستند و همه کتاب‌های الهی که بر انبیاء نازل شده‌اند که در ضلع دوم این مثلث قرار دارند نیز با هم هماهنگ هستند به عبارت دیگر هم کلمات تکوینی و هم کلمات تشریعی خداوند با هم هماهنگ هستند و مجموع تکوین و تشریع نیز با هم هماهنگ هستند. یعنی هر چیزی که در هر کدام یک از کتاب‌های انبیاء آمده است یک دست هستند و همه یکدیگر را تایید می‌کنند. به عبارت دیگر خداوند سبحان طوری عالم را آفرید که اگر قرار باشد این عالم به حرف در بیایید می‌شود کتاب‌های انبیاء و کتاب‌های انبیائ را نیز طوری آفرید که اگر قرار باشد اینها بخواهند وجود عینی پیدا کنند همان عالم هستی می‌شود.

برهانی که در سوره مبارکه نساء مطرح شده است همین مسئله را می‌رساند. خداوند در آیه 82 سوره نساء می‌فرماید: « أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا کَثِیرًا؛ پس آیا درباره (معارف) این قرآن اندیشه و پى‏گیرى فکرى نمى‏کنند؟! و اگر از جانب غیر خدا بود مسلما در آن اختلاف بسیارى مى‏یافتند» اگر این کتاب الهی نبود حتما در آن اختلاف بود و چون هیچ اختلافی در آن نیست پس الهی است.

این قیاس هم در نظام تکوین است هم در نظام تشریع. در نظام تشریع که همین آیه به وضوح مطلب را می‌رساند اما در نظام تکوین در آیه 22 سوره انبیاء فرمود: « لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا؛ اگر در زمین و آسمان خدایانی جز الله می بود ، هر دو تباه می شدند» اگر بیش از یک خدا بود ناهماهنگی در نظام رخ می‌داد.

بر این اساس با توجه به آیات قرآن می‌توان یک مثلث هماهنگ را ترسیم کرد به این صورت که کل نظام با هم هماهنگ هستند، کل کتاب‌های انبیاء الهی نیز با هم هماهنگ هستند و همدیگر را تصدیق می‌کنند و مجموع این دو نیز با هم هماهنگ هستند. حال کتابی که این مثلث را ترسیم می‌کند خودش می‌شود احسن الکتاب، متشابه، همگون، موافق هم، که اختلافی در آن نیست و سخن از اختلاف در آن نیست.

برجسته ترین دعای امت اسلامی

مردان مومن نیز در دنیا همین عدم اختلاف را می‌خواهند، برجسته ترین دعای یک امت اسلامی این است که «وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا؛ و کینه کسانی را که ایمان آورده‌اند، در دل ما جای مده». یک امت اسلامی از خدای سبحان می‌خواهد ما یک دست باشیم کینه کسی را نداشته باشیم و بر فرض اگر اختلافی هم باشد قابل حل است اینطور نیست که ما خودمان را مبتلا کنیم به کینه که ده‌ها خطر را به همراه دارد، نه خاطرات سالمی برای انسان می‌گذارد نه وقت سالمی و نه آرامش خاطری برای خانواده می‌گذارد.

این عدم کینه همان چیزی است که خداوند به بهشتیان می‌دهد. به هر حال در درون بهشتیان ممکن ست قبل از ورود به بهشت غل و کینه‌ای باشد اما خداوند اینها را با این کینه وارد بهشت نمی‌کند بلکه اول یک شستشویی در درون این‌ها ایجاد می‌کند یک درمان قلبی می‌کند و این قلب‌ها را تطهیر می‌کند که هیچ‌کس به یاد کینه‌ دیگری نباشد. و همه اینها را از یاد بهشتیان از بین می‌برد. همین معنا یعنی هماهنگی و عدم وجود کینه در بهشتیان را، مردان مومن از خدا طلب می‌کنند تا هماهنگ با نظام هستی و بهشتیان باشند.

۱۶ دی ۱۳۹۶ ۱۰:۳۰
تعداد بازدید: ۱,۸۴۰

اظهارنظر

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید