آبی که در دل زمین است وقتی فایده و سود دارد که از زمین جوشیده و بالا آمده و بر سطح آن جریان یابد و آن را سبز و سبزه زار کند.
پاکی دل هم از این دست است.
بعضی می گویند : دلت پاک باشد ، غافل از اینکه دل پاک و پاکی دل وقتی به کار انسان می آید که به ظاهر انسان و رفتار و گفتار و کردارش برسد و به سخن دیگر هم دل آدمی باید پاک باشد هم ظاهر وی ، درست مثل شیشه اتومبیل که هم باید از درون تمیز و پاک باشد و هم از بیرون.
و یوسف اگر پاک بود تنها دل پاک نداشت بلکه این پاکی در سیما و رفتار او پیدا و آفتابی بود. او اگر دلی صادق داشت این صدق به گفتار او هم زینت بخشیده بود به گونه ای که تو هرگز دروغی از او سراغ نداری و از همین رو او را صدیق می گفتند.
در مورد عفاف و حجاب نیز این موضوع صادق است . عفت را می توان یک صفت انسانی و ملکه ی نفسانی و زینت باطنی دانست که موجب می شود تمام اعمال و حرکات و گفتار و پوشش انسان، عفیفانه و فاقد رذیلت های شهوانی و هوس مآبانه باشد.
عفاف از یک سو به عنوان یک مسئله ی اصلی و بنیادین و فراتر از حجاب و پوشش مطرح است و از سوی دیگر، رابطه ی تنگاتنگی با آن دارد؛ چرا که به عنوان یک خصلت و ارزش اختیاری، پوشش را به ارمغان می آورد و به عبارتی دیگر ، می توان حجاب را میوه و ثمره ی عفاف دانست.