غنچه ها را دیده اید که در هم و گرفته و بسته اند ، اما نسیم صبحگاهی و یا باد بهاری می وزد و آن را آرام آرام باز و گشاده می سازد.
غنچه گو تنگدل از کار فروبسته مباش
کز دم صبح مدد یابی و از انفاس نسیم
و خوشا بر احوال آن جماعت و قومی که در این دنیا نقش نسیم را دارند و گره از کار فروبستگان گرفتار می گشایند.
چو غنچه گر چه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری گره گشا می باش
وپیامبران و ائمه اطهار (ع) ، نسیم بودند و همچون باد بهاری گره گشایی میکردند. اساسا انسان وقتی نسیم وار رفتار می کند و گره از کار گرفتاری می گشاید در حقیقت گره از کار خود نیز گشوده است. همانطور که نسیم وقتی غنچه را باز و گشاده می کند خود نیز معطر شده و از بی بویی رها و بویی خوش و معطر یافته و به هر کجا که می رود و می رسد همگان با نفسی عمیق آن را به درون دل و جان خود فرو می فرستند.
و اینکه پیامبران و ائمه اطهار (ع) ، اینقدر برای ما خوش و خوشایند هستند و دوست داریم آنها را در دل و جان خود جای دهیم از آنروست که گره گشا از کار خلق خدا بودند ، و هیچ دوست نداشتند گره در ابروی کسی باشد.
به خدا ثمر آنقدر نباشد
که به روی نا امیدی در بسته باز کردن
از اینروست که امام صادق (ع) می فرماید: هرگاه مردى دست نیاز سوى من دراز کند، در رفع نیاز او مىشتابم، زیرا مىترسم کار از کار بگذرد و اقدام من در کمک به او دیگر به کارش نیاید.