جامعه شیعه ، در ابعاد مختلفی تحت تاثیر حادثه عاشورا قرار داشته است.این تاثیرات هم دربعد سیاسی بوده است و هم در بعد غیر سیاسی.
روشن است که ائمه شیعه ، تلاش زیادی در جاودانه کردن حرکت کربلا داشتند و تاثیر آن را در ورای یک اثر سیاسی ِصرف مخصوصا قیام مسلحانه ، بسیار بالاتر بردند. اولا کوشیدند تا کربلا را در میان امت جاودانه کنند و این با سنت روضه خوانی و زیارت دنبال شد. برای نمونه توصیه امام باقر (ع) به روضه خوانی در منی در ایام حج ، یک نمونه قابل توجه است که مانند آن فراوان است.همچنین توصیه در رفتن به زیارت کربلا و حتی برابردانستن آن با حج بلکه افضل بودن بر آن در ادامه همین جاودانه سازی بود. انشای زیارت نامه ها ، بعد دیگر این امر را تشکیل می داد. اینها در اسوه کردن حادثه کربلا اهمیت زیادی داشته است.
اکنون پرسش این است : آیا ائمه از این مساله اهداف سیاسی داشته اند؟ بدون تردید باید گفت داشته اند. یعنی همه اینها زمینه ای برای همراه ساختن یک شیعه با اهداف امام حسین (ع) بوده است. در زیارت عاشورا که عام ترین ابزار بیان اهداف نهضت امام حسین (ع) و وسیله ایجاد ارتباط بین یک شیعه و این قیام است ، همین اهداف سیاسی را می یابیم.
از عبارات زیارت عاشورا چنین بر می آید که حرکت امام حسین (ع) به یک معنا ، به صورت یک "ثار" دائمی مطرح شده است ؛ ثاری که یک شیعه در هر زمان باید در گرفتن آن سهیم باشد. یعنی در مسیر حق و باطل ، حرکت حسین (ع) نه تنها یک اسوه و الگوست ، بلکه چنان تصویر شده است که گویی همه چهره های باطل در ریختن خون امام حسین (ع) دخالت داشته اند و هر بار باید انتقام آن" ثار" را از آنان گرفت.